از اینجا به کنج عزیز تر از جانم!
کنج عزیز سلام!
حال این روزهایت بد شده و نفسهایت به شماره افتاده...
مخاطبین و حتی نویسندگانت هم محلت نمی گذارند!اشکالی ندارد،کمی درکشان کن به هر حال مشغله ی کاری و همسرداری و بچه داریست حتما!خوشبین باش عزیزکم.
ما همچنان دوستت داریم
من ولی عزیز را خیلی دوست دارم!
فقط خواستم اطلاع پیدا کنی
همین؛)
برچسب:
نویسنده: پرهام احمدی
برچسب:
نویسنده: پرهام احمدی
برچسب:
نویسنده: پرهام احمدی
کنج جان فکر نکنی دلم میخواست باز و باز من قفلت را باز کنمها!حتما خودت ناراحتی،من هم...
این دوتا هم صرفا دستور عزیزم بود و گفتم که، محض دلجویی از حضرت عالی!
دندان به جگر بگیری و کمی صبر به خرج دهی،عزیزم می آید چهارتا متن آدم حسابیی مینویسد...
غصه نخوری ها!چاره اش کمی صبر است...من هم مثل تو منتظرم!فقط من کمی بیشتر چون عزیز را بیشتر از تمام وجودم دوست دارم؛)))
برچسب:
نویسنده: پرهام احمدی
_خدا جان من بنده ی توام نوکر توام جز تو پیش کسی نمیرم من با کسی جز حسین گلو بریده تو کاری ندارم....خدا جان...هستی دیگه؟میشنوی عزیز دلم؟...خدامی!اصن افریدی که کمکم کنی...اصن ببین خداجان توقع دارم ازت!ببخشیداا ولی قول دادی ولمون نکنی...خدا جان من واقعا کسی رو بجز تو ندارم دیگه...
+وعد الله لا یخلف الله وعده ولکن اکثرا الناس لا یعملون....
_خدا جان...در لحظه میشنوی منو...خدا جان...فدات شم!
چقددددددر خوشحالم الااااان!!!
برچسب:
نویسنده: پرهام احمدی