خرید بک لینک

از اینجا به کنج عزیز تر از جانم!

کنج عزیز سلام!

حال این روزهایت بد شده و نفسهایت به شماره افتاده...

مخاطبین و حتی نویسندگانت هم محلت نمی گذارند!اشکالی ندارد،کمی درکشان کن به هر حال مشغله ی کاری و همسرداری و بچه داریست حتما!خوشبین باش عزیزکم.

ما همچنان دوستت داریم

من ولی عزیز را خیلی دوست دارم!

فقط خواستم اطلاع پیدا کنی

همین؛)

برچسب: نویسنده: پرهام احمدی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:02

بله!ما آدمیم!خود خود خودمان را میگویم ها!همین کوچک های چندین و چند ساله که مدام باید با آدم بزرگ ها سرشاخ بشوند که فلان کارتان به چندین و چند دلیل عقلی و نقلی و اصلا طبق حرف های خودتان غلط است!که شاید

برچسب: نویسنده: پرهام احمدی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:02

سلام به شمایی که تاحالا نبوده ای و از اینجا به بعد هم معلوم نیست کی باشی؛علی ای حال من مکلف به وظیفه ی نوشتنم نه نتیجه ی رسیدن!این نامه از آن قبیل نامه های مجردی که خاله زنک ها و زری دختر صغری خانم

برچسب: نویسنده: پرهام احمدی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:02

کنج جان فکر نکنی دلم میخواست باز و باز من قفلت را باز کنمها!حتما خودت ناراحتی،من هم...

این دوتا هم صرفا دستور عزیزم بود و گفتم که، محض دلجویی از حضرت عالی!

دندان به جگر بگیری و کمی صبر به خرج دهی،عزیزم می آید چهارتا متن آدم حسابیی مینویسد...

غصه نخوری ها!چاره اش کمی صبر است...من هم مثل تو منتظرم!فقط من کمی بیشتر چون عزیز را بیشتر از تمام وجودم دوست دارم؛)))

برچسب: نویسنده: پرهام احمدی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:02

_خدا جان من بنده ی توام نوکر توام جز تو پیش کسی نمیرم من با کسی جز حسین گلو بریده تو کاری ندارم....خدا جان...هستی دیگه؟میشنوی عزیز دلم؟...خدامی!اصن افریدی که کمکم کنی...اصن ببین خداجان توقع دارم ازت!ببخشیداا ولی قول دادی ولمون نکنی...خدا جان من واقعا کسی رو بجز تو ندارم دیگه...

+وعد الله لا یخلف الله وعده ولکن اکثرا الناس لا یعملون....

_خدا جان...در لحظه میشنوی منو...خدا جان...فدات شم!

چقددددددر خوشحالم الااااان!!!

برچسب: نویسنده: پرهام احمدی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:02

صفحه بندی